تبليغاتX
مجمع حیدریون تبریز

اطلاعیه ...

 

بسم رب الحیدر

 

سلام خدمت تمامی بازدید کننده گان عزیز و محترم

از این پس تمامی مداحی ها رو میتوانید از نوای حیدریون تبریز برداشت کنید.

 

یا علی

 


 

حك شده بدست مجنون الحیدر در شنبه 29 بهمن1390 ساعت 14:32 موضوع | لينک ثابت


وصیت شفاهی حضرت فاطمه به حضرت علی(ع)

 

بسم رب الحیدر

 

وقتی که فاطمه علیهاسلام وفات خود را نزدیک دید، به امیرالمومنین علی علیه السلام عرض کرد:« علی جان، می‌خواهم وصیت کنم.»
امام فرمود:« هر چه می‌خواهی بگو، ای دختر
رسول خدا و هر کس را که در اطاق بود، خارج کرد.
فاطمه علیهاسلام عرض کرد:« علی جان، تو از اول زندگی هیچ‌گاه به خاطر نداری که من دروغ گفته یا خیانت کرده یا با تو مخالفتی کرده باشم.»
امام علی فرمود:« پناه بر خدا، تو بالاتر و پرهیزکارتر و گرامی‌تری و از خدای تعالی ترسان‌تری از این که من تو را به جهت مخالفت توبیخ و سرزنش کنم. زهراجان، جدایی از تو بسیار بر من گران است ولی چاره‌ای نیست. به خدا قسم تو مصیبت رسول الله را برای من تجدید کردی. انا لله و انا الیه راجعون. وای که مرگ تو چه مصیبت دردناکی است! به خدا قسم مصیبت تو تسلیت‌پذیر نیست و مانند ندارد.»

در این هنگام این دو یار مهربان که در آستانه جدایی از یکدیگر بودند، گریستند.
سپس امیرالمومنین سر فاطمه را به سینه خود چسباند و فرمود:« فاطمه جان، وصیت کن. به هر چه بگویی، عمل خواهم کرد.»
فاطمه علیهاسلام عرضه داشت:« ای پسر عموی رسول خدا. خداوند تو را جزای خیر دهد، وصیت می‌کنم بعد از من با دختر خواهرم،
امامه، ازدواج کنی زیرا به هرحال هر مردی باید زنی اختیار کند و امامه نسبت به فرزندان من مانند خود من مهربان است. دیگر اینکه اجازه ندهی هیچ یک از آنها که بر من ظلم کرده‌اند و حق مرا ربودند، در مراسم تغسیل و تدفین من حاضر شوند؛ چرا که آنها دشمن من و رسول خدا هستند. هرگز اجازه نده یک نفر از آنها بر من نماز گزارد؛ نه آنها و نه پیروان و همدستان‌شان. و نیمه شب که همه چشم‌ها به خواب رفت، مرا به خاک بسپار.»

منابع:

  • بحارالانوار، ج 43، ص 19، ح 20.


 


 

حك شده بدست مجنون الحیدر در یکشنبه 13 فروردین1391 ساعت 20:42 موضوع وصیت شفاهی حضرت فاطمه به حضرت علی(ع) | لينک ثابت


قبر مطهر حضرت زهرا(س)

 

بسم رب الحیدر

یکی از بارزترین نشانه‏های مظلومیت فاطمه علیهاسلام مخفی بودن قبر آن بانوی اسلام است و امیرالمؤمنین علیه السلام مخصوصا آن قبر مطهر را پنهان کردند تا این نشانه تا قیامت و یا قیام حضرت مهدی علیه السلام باقی بماند

روایاتی که جای قبر مطهر فاطمه علیهاسلام را بیان می‏کند مختلف است
مثلا در روایت بحار 1/212/43 می‏گوید: امیرالمؤمنین جسد مطهر فاطمه علیه السلام را شبانه از خانه خارج کرد و به سوی
بقیع برد و در آنجا دفن کرد.
اما در روایت بحار -/171/43 می‏گوید امیرالمؤمنین جسد فاطمه علیهاسلام را به بقیع برد ولی آن جسد مطهر را در روضه دفن کرد و ظاهرا روضه فاصله بین قبر
رسول خدا ست با منبر آن حضرت.

بحار/43/193/21 آورده که امیرالمؤمنین خطاب به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم عرضه می‏دارد: سلام من بر تو و سلام دخترت بر تو، دختری که در بقعه و ضریح تو به خاک سپرده شده است.
از طرفی از بعضی از روایات استفاده می‏شود که قبر مطهر حضرت زهرا در بقیع نیست.

مثلا در روایت بحار 9/143/44
امام باقر علیه السلام می‏فرماید: وقتی موقع شهادت حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام رسید، امام مجتبی به امام حسین علیه السلام فرمود: برادر جان؛ من که از دنیا رفتم، مرا متوجه قبر جدم رسول الله کن تا با آن حضرت تجدید عهد کنم، بعد مرا به طرف قبر مادرم فاطمه علیهاسلام ببر و سپس مرا در بقیع دفن نما.

یا در بحار/144/44 می‏فرماید وقتی
عایشه ممانعت کرد که امام مجتبی علیه السلام را کنار رسول خدا دفن کنند، حضرت امام حسین علیه السلام جنازه مطهر امام مجتبی را به طرف قبر مادرشان فاطمه بردند. سپس جنازه را خارج کردند و در بقیع دفن نمودند.
از این دو روایت اخیر هم معلوم می‏شود قبر مادرشان فاطمه علیهاسلام در بقیع نیست.

به نظر برخی از محققین، قبر فاطمه زهرا علیهاسلام داخل بیت فاطمه یعنی همان خانه مسکونی حضرت است، به تأیید بعضی از روایات؛
مثلا در بحار 2/192/100 آمده است که بزنطی می‏گوید: از
حضرت امام رضا علیه السلام پرسیدم: فاطمه علیهاسلام در کجا مدفون است؟ حضرت فرمود: مردی این سؤال را از جعفر کرد و عیسی بن موسی حاضر بود. عیسی در جواب آن مرد گفت حضرت فاطمه در بقیع دفن شده. من گفتم: آقا من با او کاری ندارم. شما از پدرانتان به من خبر دهید که قبر مادرتان زهرا کجاست؟
حضرت فرمود فاطمه علیهاسلام در خانه خودش دفن شد.
و نیز در بحار -/185/43 آمده است که از حضرت ابوالحسن - که ظاهرا امام رضا علیه السلام است - پرسیدم قبر فاطمه علیهاسلام کجاست؟ حضرت فرمودند: فاطمه علیهاسلام در خانه خودش دفن شد و چون فضای مسجد پیغمبر را بزرگ کردند، قبر مطهر آن حضرت در مسجد واقع شد.

منابع:

  • بحارالانوار، ج 43، ص 171، 212، 185، 193.
  • بحارالانوار، ج 44، ص 142 و 144.
  • بحارالانوار، ج 100، ص 92

 


 

حك شده بدست مجنون الحیدر در یکشنبه 13 فروردین1391 ساعت 20:36 موضوع قبر مطهر حضرت زهرا(س) | لينک ثابت


غسل و کفن حضرت فاطمه(س)

 

بسم رب الحیدر

 

کم‏ کم خورشید غروب کرد و شب همه جا را فرا گرفت. چون پاسی از شب گذشت و چشم‏های مردم را خواب ربود، علی خواست بدن زهرا را غسل دهد. و چه کسی سزاوارتر از شوهر داغدیده‏اش علی بود.
امام صادق علیه السلام فرمود:« فاطمه صدیقه بود و صدیقه را جز صدیق غسل نمی‌دهد.»
فاطمه علیهاسلام هم به
اسماء وصیت کرده بود که« وقتی علی علیه السلام مرا غسل می‏دهد، تو او را کمک کن.»
در این مراسم هیچ‌کس جز فرزندان فاطمه و
فضه و اسماء حضور نداشتند.
امیرالمؤمنین در روایتی آن شب را چنین توصیف فرموده:« من فاطمه‏ام را همان طور که سفارش کرده بود، از روی پیراهن غسل دادم. به خدا قسم فاطمه‌ی من پاک و طاهر و مطهر بود. او را از بقیه حنوط
رسول خدا حنوط کردم و در کفن پیچیدم.
وقتی خواستم برای آخرین بار با زهرا وداع کنم و گره‏های کفن را ببندم، صدا زدم:« ای
ام کلثوم! ای زینب! ای سکینه! ای فضه! ای حسن! ای حسین! بیایید با مادرتان وداع کنید! بیایید و از مادرتان توشه برگیرید که آخرین لحظات است، لحظه‏های فراق و جدایی، و دیگر مادرتان را نخواهید دید مگر در بهشت.»

حسن و حسین جلو آمدند و فریاد زدند:« وای که دیگر حسرت و غم از ما دور نمی‏شود؛ حسرت همیشگی از دست دادن جد و فقدان مادرمان. مادر جان، وقتی که جدمان محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم را ملاقات کردی، سلام ما را به او برسان و بگو ما بعد از تو یتیم شدیم.»

خدا را شاهد می‏گیرم که در این هنگام فاطمه علیهاسلام آهی از دل برکشید و دست‏های خود را باز کرد و آن دو را به سینه‏اش چسباند. ناگهان شنیدم هاتفی از آسمان ندا کرد:«یا اباالحسن، دو فرزندت را بردار که به خدا قسم، آنها ملائکه آسمان را به گریه انداختند. زهرا حبیبه خداست و خدای تعالی به آمدن زهرا مشتاق است.»
من حسنین را از روی سینه زهرا برداشتم و بندهای کفن را بستم و با دنیایی حسرت و اندوه گفتم:« ای زهرا، فراق تو بزرگترین غم و وحشت‌زاترین عزاست و من برای همیشه در عزای تو می‏گریم و نوحه می‌سرایم.»

منابع:
بحار الانوار، ج 43، ص 179.


 

حك شده بدست مجنون الحیدر در یکشنبه 13 فروردین1391 ساعت 20:31 موضوع غسل و کفن حضرت فاطمه(س) | لينک ثابت


امام علی و تدفین فاطمه(س)

 

بسم رب الحیدر

 

 

امیرالمؤمنین علی علیه السلام بعد از آنکه بر بدن مطهر فاطمه علیهاسلام نماز خواند، آن را به طرف قبر برد و وقتی سرازیر قبر کرد، دستی آمد و آن را بر خاک گذاشت. علی علیه السلام با یک دنیا حسرت و اندوه از حضرت زهرا خداحافظی کرد و بر آن جسم شریف خاک ریخت و جای قبر را محو کرد.
وقتی از دفن فاطمه علیهاسلام فارغ شد و خاک‌های دست خود را از تکاند، ناگهان اندوه سنگینی بر دلش نشست و سیل اشک بر چهره مبارکش جاری شد. نشست روی زمین و فرمود:« ای زمین! این دختر
رسول خدا است. این امانت من است.»
و شنید که زمین می‏گوید:« ای علی! من با او بیشتر از تو مدارا می‏کنم. غصه او را نخور.»

امام علی ایستاد و رو به سوی قبر رسول الله کرد و عرضه داشت:« السلام علیک یا رسول الله. سلام بر تو ای رسول خدا از جانب خودم و از جانب دختر نازنینت که هم اکنون به زیارتت شتافته و در بقعه شریفت آرمیده است. او که خدای تعالی چنین مقدر فرمود که هر چه زودتر به تو ملحق شود. ای رسول خدا، صبر من در مصیبت دختر تو کم شد و قوه و قدرتم محو و نابود گشت.
تنها تسلای خاطر من این است که همان طور که در فراقت روش تو را در پیش گرفتم و با اینکه با دست خودم بدن پاک و مطهرت را در قبر گذاردم و جان تو وقتی که سر بر سینه‌ی من داشتی، به آسمان پرکشید، ولی باز بر این همه مصیبت صبر کردم. اکنون نیز در مصیبت دخترت فاطمه راهی جز صبر و بردباری نمی‏پویم و کلام الهی را که در قرآن فرموده « انا لله و انا الیه راجعون» (ما همگی از آن خداییم و به سوی او باز می‏گردیم.» به گوش جان می‏پذیرم و آن را مایه آرامش خود می‏دانم.
ای رسول خدا! امشب امانتی که به دست من سپردی و فرمودی:« این امانت من است.» نزد تو برگشت و زهرا از دستم رفت. آه که این آسمان چه زشت است و این زمین چه بد منظر. ای رسول خدا، حزن و اندوه من دیگر زوال نیابد و شب‌هایم به بی‏خوابی صبح گردد؛ چرا که قلب من با غصه همنشین ابدی است. مگر خدای تعالی مرا هم به نزدیک شما بخواند. آه که حزن شدید من چرکین شده و غم و اندوه، مرا به اضطراب انداخته. چه زود بین ما تفرقه افتاد و من تنها شدم. من این شکایت را به سوی خداوند می‏برم.

ای رسول گرامی، زود است که زهرا برای شما بگوید که از دست این امت چه کشید؛ آنها که در ظلم به او و سرکوبش یکدیگر را کمک می‏کردند. با اصرار از او سؤال کن تا همه چیز را برایت بازگو کند.
یا رسول الله! زهرا درد دلش را برای من نمی‏گفت و چه بسیار آتش درونی که در سینه‌اش انبوه شده بود و راهی برای بازگو کردنش نیافت. به زودی آنها را می‏گوید و خداوند برای او داوری خواهد کرد که او بهترین داوران است. ای رسول خدا و ای فاطمه، خداحافظ. من با شما وداع می‏کنم، اما نه از روی ناراحتی و یا خستگی. اگر به خانه می‏روم نه به جهت این است که ملول و خسته شده‏ام؛ یا اگر اینجا نمی‌ایستم نه به خاطر این است که به وعده الهی به صابرین بدگمان باشم. بلکه با سوز درونی و آه دل، صبر و شکیبایی را بهتر و زیباتر می‏بینم و اگر مردم می‌گذاشتند، بر سر قبر تو و دخترت می‏ماندم و اعتکاف می‏کردم و بر این مصیبت بزرگ همچون زن بچه‏مرده می‏گریستم و ناله سر می‏دادم.
آیا مصیبت از این بزرگ‌تر که دخترت پنهانی و دور از چشم دشمنان به خاک سپرده شود و کسی جز خدا آن را نبیند؟ او که حقش پایمال و ارثش گرفته شد، در حالی که چندان زمانی هم از رحلت تو نگذشته و یادت در خاطرها هنوز کهنه نشده است. ای رسول خدا؛ شکایت و گلایه‌ی من به سوی خداست و تو بهترین مایه‌ی تسلی هستی. درود خداوند بر تو باد و سلام و رضوان بر فاطمه.»

از قول امام علی علیه السلام اشعاری هم در این باره روایت شده از جمله اینکه فرمود:« ای فاطمه، تو محبوبی هستی که هیچ محبوبی با پایت نمی‌رسد و در قلب من جز برای تو برای کسی دیگر جایی نیست؛ ای محبوبی که جسمش از جلوی چشم من غایب شد ولی هرگز از قلب من پنهان نگردد و فراموش نشود.»

منابع:

  • بحار الانوار، ج 43، صفحات 193، 211، 215، 184و 217.


 

حك شده بدست مجنون الحیدر در یکشنبه 13 فروردین1391 ساعت 20:26 موضوع امام علی و تدفین فاطمه(س) | لينک ثابت


شهادت حضرت فاطمه(س)

 

شهادت حضرت فاطمه(س)

 

 

در شهادت فاطمه زهرا علیهاسلام اختلافات زیادی در روایات به چشم می خورد.
در بعضی از روایات چنین به نظر می آید که در حین شهادت،
امیرالمومنین علی علیه السلام در مسجد بوده است و او را بعد از شهادت همسرش خبر کرده اند. ولی از بعضی از روایات برمی آید که امیرالمومنین بر بالین سر زهرا علیهاسلام حاضر بوده است.

img/daneshnameh_up/b/b9/fatemeh6.jpg


البته شاید این دو دسته روایت با هم منافاتی نداشته باشد چرا که معمولا لحظه دقیق مرگ بر اطرافیان پوشیده است؛ مثلا گاهی سنگینی حال و جواب ندادن و یا شنیده نشدن صدای نفس را مرگ می‌پندارند در حالی که هنوز روح از بدن جدا نشده و محتضر هنوز زنده است و چه بسا بعد از لحظاتی، کلماتی بگوید و آن وقت بمیرد.

روایتی که می گوید امیرالمومنین در لحظه جان دادن زهرا علیهاسلام در خانه حاضر نبوده، این است:

اسماء بنت عمیس می گوید:
وقتی شهادت بانوی دو عالم فاطمه زهرا (علیهاسلام) نزدیک شد، فرمود:« ای اسماء،
جبرئیل در رحلت پدرم مقداری کافور از بهشت آورد و پدرم آن را سه قسمت نمود. ثلثی برای خودش، ثلثی برای علی علیه السلام و ثلثی برای من. این کافور را بیاور و کنار بستر من بگذار.»
من کافور را آوردم.
سپس در حالی که خوابیده بود، روی خود را انداخت و فرمود:« وقت نماز، مرا صدا بزن. اگر جواب دادم که هیچ، و الا بدان که من به سوی پدرم شتافته ام.»

بعد از لحظاتی، فاطمه علیهاسلام را صدا زدم ولی او جوابی نداد. گفتم:« ای دختر محمد مصطفی صلی الله علیه و آله وسلم! ای دختر آن کسی که به خداوندش تا قاب قوسین نزدیک شد.» اما جوابی نشنیدم.
روپوش از صورت مبارک فاطمه کنار زدم و دیدم جان به جان آفرین تسلیم کرده است. خود را روی بدن مبارکش انداختم و آن صورت نیلی را بوییدم و گفتم سلام مرا به پدرت برسان.
در این هنگام دو فرزند آن بانو،
حسن و حسین، که در حدود 6 و 7 سال داشتند، از راه رسیدند و پرسیدند:« چرا مادر ما در این ساعت خوابیده؟»
گفتم:« ای یتیمان فاطمه، مادرتان نخوابیده بلکه دنیا را وداع کرده است.»
امام حسن و امام حسین خود را روی بدن مطهر مادر انداختند و او را بوسیدند. امام حسن گفت:« مادر جان، من حسنم، با من حرف بزن قبل از آن که روح از بدن من بیرون رود.»
امام حسین گفت:« مادر جان، من پسرت حسینم، با من سخن بگو قبل از آن که قلبم از حرکت بایستد و بمیرم.»
یتیمان گریه و ناله سر داده بودند.
گفتم:« ای دو ریحانه رسول خدا، بروید و پدرتان امیرالمومنین را خبر کنید.»

img/daneshnameh_up/5/55/fatemeh7.jpg


آنها با گریه و ناله خارج شدند و به طرف مسجد رفتند. خبر شهادت مادر را به امیرالمؤمنین رساندند. امیرالمؤمنین شتابان به سوی خانه آمد و در راه با صورت به زمین خورد و زمزمه کرد که:« ای دختر رسول خدا، تا تو بودی من دل خود را به تو تسلی می دادم. حالا دیگر این دل غمزده ام را به چه کسی تسلیت دهم.»
امیرالمومنین داخل خانه شد ولی با یک دنیا حسرت با جسد بی روح فاطمه روبرو گردید و این شعر را سرود:« هر دو دوست بالاخره یک روز از هم جدا می شوند و طعم فراق را خواهند چشید. اینکه من فاطمه را بعد از احمد صلی الله علیه و آله و سلم از دست دادم و بین ما فراق و جدایی حاصل شد، دلیل است بر اینکه هیچگاه دوستی‌ها و نزدیکی ها پایدار نیست و این چرخ گردون بین آنها تفرقه می افکند.»

اما روایتی که می گوید امیرالمومنین در لحظه شهادت فاطمه علیهاسلام حاضر بوده است این است:
امام علی علیه السلام می فرماید: فاطمه علیهاسلام لحظاتی قبل از شهادت گفت:« ای پسر عمو، جبرئیل نزد من آمد و بر من سلام کرد و خبر داد که من همین امروز به رفیع اعلی ملحق خواهم شد و سپس رفت.»
لحظاتی گذشت. ما که دور آن بانو نشسته بودیم شنیدیم که فاطمه گفت: « و علیکم السلام» بعد فرمود:« ای علی جان، به خدا قسم این میکائیل* است که مرا مانند جبرئیل بشارت به بهشت می دهد.»
ناگهان دیدیم فاطمه علیهاسلام چشمان خود را تا آنجا که می‌توانست باز کرد و گفت «و علیکم السلام» و سپس گفت:« علی جان، به خدا قسم قابض الارواح آمد. این
عزرائیل است که بال های خود را از شرق و غرب عالم گسترده.» بعد فرمود:« سلام بر تو ای گیرنده روح ها! عجله کن و جان مرا بگیر! اما به آرامی. با من مدارا کن.»
در این هنگام فاطمه علیهاسلام چشمان بی رمق خود را بست. و پس از آن دیگر جسدی بی‌روح بود، تو گویی اصلا هیچ‌گاه زنده نبوده است.

علت نهایی وفات فاطمه علیهاسلام دو گونه بیان شده.

امام صادق علیه السلام فرمود:« علت وفات فاطمه (علیهاسلام) همان ضربه هایی بود که قنفذ، غلام عمر، به او زد و آن ضربه با غلاف شمشیر و به امر عمر بود.
و در روایتی دیگر چنین آمده: علت وفات فاطمه علیهاسلام آن بود که وقتی عمر با سیصد نفر بر خانه او هجوم برد، فاطمه علیهاسلام پشت در بود. عمر با پای خود ضربه ای به در نیم‌سوخته زد و فاطمه افتاد. سپس
محسن، جنینی که در شکم داشت، سقط شد.

  • میکائیل یکی از چهار فرشته مقرب خداست که مأمور روزی رساندن به مخلوقات است .

منابع:

  • بحارالانوار، ج 43، ص 186 و 209 و 170.
  • فاطمة الزهراء رحمانی/575.
  • (ملتقی البحرین/81 فاطمه الزهراء رحمانی /5/575 2)


 

حك شده بدست مجنون الحیدر در یکشنبه 13 فروردین1391 ساعت 20:15 موضوع شهادت حضرت فاطمه(س) | لينک ثابت


بیست حدیث از حضرت فاطمه(س)

 

بیست حدیث از حضرت فاطمه(س)

 

 

- ۱موقعيت اهل بيت در نزد خدا :
خدايى را حمد و سپاس گوييد كه به خاطر عظمت و نورش ، هر كه در آسمانها و زمين است به سوى او وسيله مى جويد و ما وسيله او در ميان مخلوقاتش و خاصّان درگاه و جايگاه قدس او و حجّت غيبى و وارث پيامبرانش هستيم.

2- حرمت مست كننده ها :
پيامبر خدا (ص) به من فرمود : اى دوستِ پدر! هر مست كننده اى حرام است و هر مست كننده اى خمر است.

3- بهترين زنان كيستند؟
حضرت در وصف اين كه بهترين چيز براى زنان چيست ، فرموده اند : اين كه زنان، مردان را نبينند و مردان هم زنان را نبينند.

4- نتيجه عبادت خالص :
هر كه عبادت خالصش را به سوى خدا بالا فرستد ، خداوند متعال برترين بهره و سودش را به سوى او پايين فرستد.

5- فاطمه در مقام شكوه از دو خليفه :
حضرت زهرا (س) خطاب به خليفه اوّل و دوّم فرمود :
آيا اگر حديثى را از پيامبر خدا (ص) نقل كنم به آن عمل خواهيد كرد ؟ گفتند: آرى
فرمودند : شما را به خدا آيا نشنيده ايد كه پيامبر (ص) فرموده اند :
خشنودى فاطمه خشنودى من و خشم فاطمه خشم من است ، هر كه دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر كه فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته و هر كه فاطمه را خشمگين نمايد مرا خشمگين نموده است ؟
گفتند : آرى ، چنين حديثى را از پيامبر خدا (ص) شنيده ايم.
فرمود : من هم خدا و فرشتگان را گواه مى گيرم كه شما دو نفر مرا خشمگين نموديد و خشنودم نساختيد و چون پيامبر (ص) را ملاقات نمايم حتماً از شما به او شكايت خواهم نمود.

6- بدترين امّت :
بدترين امّت من كسانى هستند كه :
از انواع نعمتها تغذيه مى كنند و خوراكى هاى رنگارنگ مى خورند و لباسهاى گوناگون مى پوشند و هر چه بخواهند مى گويند.

7- نزديكترين اوقات زن به خدا :
پيامبر اكرم (ص) از اصحابش پرسيد : زن چيست؟ گفتند: زن ناموس است.
فرمود : زن چه موقع به خدايش نزديكتر است ؟ اصحاب نتوانستند جواب گويند.
چون اين سخن به گوش فاطمه (س) رسيد ، فرمود :
نزديكترين اوقات زن به خداى خود هنگامى است كه در كُنج خانه خود باشد.
پس از اين جواب ، پيامبر اكرم (ص) فرمود : حقّا كه فاطمه پاره تن من است.

8- نتيجه صلوات بر زهرا (س) :
رسول خدا (ص) به من گفت: اى فاطمه ! هر كه بر تو صلوات فرستد ، خداوند او را بيامرزد و به من ، در هر جاى بهشت باشم، ملحق گرداند.

9- على (ع)، رهبر و پيشوا :
پيامبر اكرم (ص) فرمود : هر كه من سرپرست اويم ، پس على سرپرست اوست و هر كه را من رهبر اويم ، پس على رهبر اوست.

10- حجاب فاطمه :
پيامبر اكرم (ص) همراه با مرد نابينايى به خانه فاطمه (س) آمد ، بلافاصله فاطمه (س)خود را كامل پوشاند.
رسول خدا (ص) فرمود : چرا خود را پوشاندى با اين كه او تو را نمى بيند ؟
فاطمه (س) فرمود : اى پيامبر خدا! اگر او مرا نمى بيند ، من كه او را مى بينم و او بوى مرا حس مى كند!
پيامبر اكرم فرمود : گواهى مى دهم كه تو پاره دل منى.

11- دستور العملى جامع :
در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا (ص) بر من وارد شد ، فرمود : اى فاطمه ! نخواب مگر آن كه چهار كار را انجام دهى:
قرآن را ختم كنى، و پيامبران را شفيعت گردانى و مؤمنين را از خود راضى كنى و حجّ و عمره اى را به جا آورى.
اين را فرمود و شروع به خواندن نماز كرد ، صبر كردم تا نمازش تمام شد ، گفتم : يا رسول اللّه! به چهار چيز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نيستم!
آن حضرت تبسّمى كرد و فرمود :
چون قل هو اللّه را سه بار بخوانى مثل اين است كه قرآن را ختم كرده اى، و چون بر من و پيامبران پيش از من صلوات فرستى ، شفاعت كنندگان تو در روز قيامت خواهيم بود و چون براى مؤمنين استغفار كنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد و چون بگويى : سُبحانَ اللّه وَ الحَمدُ للّه وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اكبر ُ، حجّ و عمره اى را انجام داده اى.

12- رضايت شوهر :
پيامبر اكرم (ص) فرمود : واى به حال زنى كه شوهرش را خشمگين سازد و خوشا به حال زنى كه شوهرش از او خشنود باشد.

13- ثواب انگشتر عقيق :
كسى كه انگشتر عقيق به دست كند ، هميشه خير مى بيند.

14- على (ع) ، بهترين داور :
گروهى از فرشتگان درباره چيزى با يكديگر مشاجره نمودند ، حاكم و داورى را از بنى آدم تقاضا كردند ، خداوند متعال به آنها وحى فرمود كه خودتان انتخاب كنيد و آنان على ابن ابيطالب (عليه السلام) را برگزيدند.

15- زنان دوزخى :
پيامبر اكرم (ص) (درباره مشاهدات خود از عذاب دوزخيان در شب معراج) فرمود :
دخترم ! امّا زنى كه به مويش آويخته شده بود ، كسى بود كه مويش را از مردان نمى پوشانيد ، و آن كه به زبانش آويزان بود، زنى بود كه شوهرش را آزار مى داد ... و آن كه سرش سرِ خوك و بدنش بدنِ الاغ بود، زنى بود كه سخنچين و دروغگو بود و آن كه صورتش به شكل سگ بود ، زنى بود كه آواز مى خواند و نوحه سرايى مى كرد و حسد مى ورزيد.

16- شرايط روزه دار :
روزه دار چون زبانش و گوشش و چشمش و اعضايش را [از حرام ]نگه ندارد، روزه دار نيست.

17- داناترين و نخستين مسلمان :
رسول خدا (ص) به من فرمودند : شوهر تو در دانش ، داناترين مردم و نخستين مرد مسلمان و در بردبارى ، برترين مردم است.

18- كمك به ذرارى پيامبر :
پيامبر اكرم (ص) فرمود : هر كسى براى فردى از فرزندان من كارى انجام دهد و بر آن كار پاداشى نگيرد ، من پاداش دهنده او خواهم بود.

19- على و شيعيان :
پيامبر خدا (ص) به على (عليه السلام) نگريست و فرمود : اين شخص و پيروانش در بهشت اند.

20- شيعه على در قيامت :
پيامبر خدا (ص) به على (عليه السلام) فرمود : اى اباالحسن ! آگاه باش كه تو و پيروانت در بهشت هستيد.


 

حك شده بدست مجنون الحیدر در یکشنبه 13 فروردین1391 ساعت 20:4 موضوع بیست حدیث از حضرت فاطمه(س) | لينک ثابت


زندگی نامه حضرت فاطمه(س)

 

زندگی نامه حضرت فاطمه(س)

 

نام: فاطمه بنت محمد.

پیامبر اکرم (ص) فرمود: دخترم از این جهت «فاطمه» نامیده شده که خداوند او و دوستانش را از آتش جهنم رهایى بخشیده است.

کنیه: ام‏ابیها وام‏النّبى (ص).

القاب: صدیقه، مبارکه، طاهره، راضیه، مرضیه، زکیّه، محدّثه و بتول.

مشهورترین لقب آن حضرت «زهرا» است.

منصب: معصوم سوم و یکى از پنج بانوى قدسى. همچنین آن حضرت، دختر معصوم، همسر معصوم و مادر معصوم نیز هست.

تاریخ ولادت: بیستم جمادى الآخره سال پنجم بعثت.

برخى سال تولد آن حضرت را، دوم بعثت و برخى دیگر پنج سال قبل از بعثت پیامبر (ص)، سالى که قریش، کعبه را تجدید بنا کرد، مى‏دانند. آن حضرت، آخرین دختر پیامبر اکرم (ص) و محبوب‏ترین آنان نزد رسول خدا (ص) بود.

محل تولد: مکه معظّمه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودى کنونى).

نسب پدرى: رسول خدا محمد مصطفى (ص) بن عبدالله بن عبد المطلب(ع).

مادر: خدیجه بنت خویلد. این بانوى مکرّمه که ام‏المؤمنین و جدّه ائمه‏معصومین (ع) است، نخستین همسر و یاور پیامبر اکرم (ص) بود که با جان و مال خویش در خدمت آن حضرت بوده و نهال اسلام را آبیارى و بارور کرد. به همین دلیل خداوند متعال وى را در ردیف زنان مقدس و عرشى قرار داده است. پیامبر اکرم(ص) درباره شخصیت خدیجه و خدماتش فرمود:

وَاللّهِ ما أبدَلَنى اللّهُ خَیْراً مِنْها، امَنَتْ بى حینَ کَفَرَ النّاسُ وَ صَدَقَتْنى اِذْ کَذَبَنى النّاسُ وَ واسَتْنى بِمالِها اِذ حَرَمنى النّاسُ وَرَزَقَنى مِنْهاَ اللّهُ الْوَلَدَ دُونَ غَیْرِها مِنَ النِّساءِ.

سوگند به خدا بهتر از او را خداوند براى من جایگزین نکرده است. او به من ایمان آورده بود در حالى که مردم کفر ورزیده بودند؛ و مرا تصدیق کرده، در حالى که مردم تکذیبم کرده بودند؛ و با اموالش با من مواسات کرده، در حالى که مردم محرومم کرده بودند؛ و خداوند از او به من فرزندانى روزى کرد و از سایر زنان چنین موهبتى نصیبم نشد.

مدت همسرى با امام على(ع): از سال دوم هجرى در سن نه سالگى تا سال یازدهم، به مدت نه سال.

تاریخ و علت شهادت: سوم جمادى الآخر سال 11 هجرى، 95 روز پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) به خاطر تألمات و رنج‏هایى که پس از وفات رسول خدا(ص) و غصب خلافت امیرالمؤمنین على (ع) متحمل شده بود و پس از چهل (یا45) روز بیمارى به شهادت رسید.

محل دفن: نامعلوم است. ممکن است مزار آن حضرت، در قبرستان بقیع یا در روضه پیامبر اکرم (ص) یا در منزل آن حضرت (ص) و یا در مکان دیگرى باشد که بنا به وصیت آن حضرت، محل دفن ایشان از چشم دیگران پنهان مانده است.

همسرارجمند: امیرالمؤمنین، امام على‏بن ابى طالب(ع).

فرزندان: 1. امام حسن مجتبى (ع). 2. امام حسین (ع). 3. زینب کبرى (س). 4. ام‏کلثوم (س).

همچنین حضرت فاطمه (س) فرزندى را حامله بود که پیامبر اکرم (ص) وى را «محسن» نامیده بود و پس از رحلت رسول خدا (ص) بر اثر فشارهاى روحى و قرارگرفتن حضرت فاطمه (س) بین در و دیوار خانه، توسط مهاجمان، سقط شد.

اصحاب و یاران: 1. ام ‏هانى بنت أبى طالب. 2. أمامه بنت ابى العاص. 3. أسماء بنت عمیس. 4. ام ‏سلمه. 5. ام ‏ایمن. 6. فضّه. 7. سلمى بنت عمیس (همسر حمزه سیّدالشهداء) و …

زمامداران معاصر: 1. پیامبر اکرم، حضرت محمد (ص) (11-1ق.). 2. ابوبکربن ابى قحافه (13-11ق.).

 


 

حك شده بدست مجنون الحیدر در یکشنبه 13 فروردین1391 ساعت 19:49 موضوع زندگی نامه حضرت فاطمه(س) | لينک ثابت


علت شهادت حضرت زهرا(س)

پرسش:آیا حضرت فاطمه سلام الله علیها شهید شد؟ علت مرگ ایشان و ماجرای سقط حضرت محسن چه بود؟


پاسخ:از سؤالات اساسی در ماجرای آتش زدن خانه حضرت علی(ع) و اهانت به آن بزرگوار این است که: آیا (چنان که شیعیان می‏گویند) به ساحت حضرت فاطمه زهراعلیهاالسلام نیز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتی وارد شد که منجر به شهادت او وفرزندش گردید یا خیر؟
برخی از دانشمندان اهل سنت برای حفظ موقعیت خلفا از بازگو کردن این قطعه ازتاریخ خودداری نموده‏اند؛ از جمله ابن ابی الحدید در شرح خود می‏گوید: «جساراتی راکه مربوط به فاطمه زهرا علیهاالسلام نقل شده، در میان مسلمانان تنها شیعه آن را نقلکرده است.[۱]
البته برخی از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در این بخش، از بیان واقعیات تاریخی شانهخالی کرده‏اند؛ چنان که سید مرتضی رحمه ‏الله علیه در این زمینه می‏گوید:
«در آغاز کار، محدثان و تاریخ نویسان از نقل جسارت‌هایی که به ساحت دختر پیامبرگرامی اسلام(ص) وارد شده امتناع نمی‏کردند. این مطلب در میان آنان مشهور بود که مأمور خلیفه با فشار، درب را بر فاطمه علیهاالسلام زد و او فرزندی را که در رحم داشت سقط نمود وقنفذ به امر عمر، فاطمه زهرا علیهاالسلام را زیر تازیانه گرفت تا او دست از علی بردارد؛ولی بعدها دیدند که نقل این مطالب با مقام و موقعیت خلفاء سازگاری ندارد؛ لذا از نقلآنها خودداری نمودند.»[۲]
مسعودی در قسمتی از کتاب خود آورده است:«فَوَجهُوا اِلی مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَیْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَیدَهَ النساءِ بِالْبابِ حَتی اَسْقَطَتْمُحْسِنا؛پس (عمر و همراهان) به خانه علی علیه السلام رو کرده وهجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشیدند؛ با در به پهلوی سیده زنان عالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»[۳]
اما منابع اهل سنت:
۱- عبدالکریم بن احمد شافعی شهرستانی (۵۴۸ - ۴۷۹ ق.) نقل کرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَهَ یَوْمَ الْبَیْعَهِ حَتی اَلْقَتْاَلْجَنینَ مِنْ بَطْنِها ،به راستی عمر در روز بیعت، ضربتی به فاطمهعلیهاالسلام وارد کرد که بر اثر آن، جنین خویش را سِقط نمود.»[۴]
همین قول را اسفرائینی (متوفای ۴۲۹ ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَهَ وَ مَنَعَ میراثَالْعِتْرَهِ ،عمر فاطمه علیهاالسلام را زد و از ارث اهل بیتعلیهم السلام جلوگیری کرد.»[۵]
۲- صفدی یکی دیگر از علمای اهل سنت می‏گوید:«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَهَ یَوْمَ الْبَیْعَهِ حَتی اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها، به راستی عمر آن چنان فاطمه علیهاالسلام را در روز بیعت زد که محسن را سقط نمود.»[۶]
۳- مقاتل بن عطیه می‏گوید: ابابکر بعد از آن که با تهدید و ترس و شمشیر از مردمبیعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتی را به درب خانه علی و زهراعلیهماالسلام فرستاد. عمر هیزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتشکشید، هنگامی که فاطمه زهرا علیهاالسلام پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمرآن چنان حضرت فاطمه علیهاالسلام را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و میخ دربه سینه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بیماری افتاد تا آن که ازدنیا رفت.»[۷]
۴- ابن ابی الحدید نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زینب، دختر پیامبر اکرمصلی‏الله‏علیه‏و‏آله‌وسلم در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولی بعدا ماننداسیران دیگر آزاد شد.
ابو العاص به پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‌وسلم وعده داد که پس از مراجعت به مکه،وسائل مسافرت دختر پیامبر(ص) را به مدینه فراهم سازد. پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‌وسلم بهزید حارثه و گروهی از انصار، مأموریت داد که در هشت مایلی مکه توقف کنند و هر موقعکجاوه زینب به آن جا رسید، او را به مدینه بیاورند. قریش از خروج دختر پیامبر(ص) ازمکه آگاه شدند. گروهی تصمیم گرفتند که او را از نیمه راه باز گردانند. جبار بنالاسود (یا هبار ابن الاسود) با گروهی خود را به کجاوه زینب رساند و نیزه خود رابر کجاوه دختر پیامبر(ص) کوبید. از ترس آن، زینب، کودکی را که در رحم داشت، سقط کرد وبه مکه بازگشت. پپامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‌وسلم از شنیدن این خبر سخت ناراحت شد و درفتح مکه (با این که همه را بخشید و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زینب را مباحشمرد.»
ابن ابی الحدید می‏گوید:
«من این جریان را برای استادم ابو جعفر نقیب خواندم، او گفت: وقتی که پیامبرصلی‏الله‏علیه‏و‏آله‌وسلم خون کسی که دخترش زینب را ترسانید و او سقط جنین کرد را مباحشمرد، قطعا اگر زنده بود خون کسانی را که دخترش فاطمه علیهاالسلام را ترسانیدند که باعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح می‏شمرد.»
ابن ابی الحدید می‏گوید، به استادم گفتم:
«آیا از شما نقل کنم آن چه را مردم می‏گویند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتی که براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟
پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همین طور رد و بطلان آن را نیز از طرف من نقل نکن! چون اخبار در این زمینه متعارض است.»[۸]
این قصه، به خوبی نشانمی‏دهد که اخبار موافق با نظریات شیعه در بین روایات اهل سنت نیز وجود داشته و خودابن ابی الحدید نیز در قسمتی از کلامش اعتراف می‏کند؛ آن جا که می‏گوید: «عَلی اَنجَماعَهً مِنْ اَهْلِ الحَدیثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهی از اهلحدیث (از اهل سنت نیز) مانند آن چه را شیعیان می‏گویند نقل کرده‏اند.[۹]
۵- سکونی یکی از راویان اهل سنت است[۱۰]او می‏گوید: «نزد امام صادق علیه‏السلام رفتم؛ در حالی که غمگین و ناراحت بودم. امام صادق علیه‏السلام فرمود:ای سکونی! چرا ناراحتی؟! گفتم: خداوند فرزند دختری به من داده (از این که فرزندم پسرنبوده و دختر است ناراحتم) پس حضرت فرمود: ای سکونی، سنگینی دخترت را زمینبر می‏دارد و روزی او بر خداوند است و بر غیر اجل شما زندگی می‏کند و از رزق شمانمی‏خورد (پس چرا ناراحتی؟).»
سکونی می‏گوید: (با کلمات امام صادق علیه‏السلام ) غمم رفت. آن گاه فرمود:
«ما سَمیْتَها؟ قُلْتُ: فاطِمَهَ. قالَ: آهْ آهْ ثُم وَضَعَ یَدَهُ عَلی جَبْهَتِهِ وَ کَانی بِهِ قَدْ بَکی وَ قالَ: اِذا سَمیْتَها فاطِمَهَ فَلاتَسُبها وَلا تَضْرِبْها وَلاتَلْعَنْها. هذَا الاِْسْمُ مُحْتَرَمٌعِنْدَالله‏ِ عَزوَجَل وَ هُوَ اِسْمٌ اِشْتَق مِنْ اِسْمِهِ لِحَبیبَتِهِالصدیقه» وَ کانَ الاِمامُ لَما سَمِعَ بِاسْمِ فاطِمَهَ ذکر جَدتَهُ وَمَصائبَها وَلَمْ یَزَلْ یَذْکُرُ وَ یَقُولُ: وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَنقُنْفُذَ مَوْلی فُلان[۱۱]چه نامی بر او گذاردی؟ گفتم: فاطمه: فرمود:آه آه. سپس دست خود را بر پیشانی‏اش گذاشت و گویا گریه می‏کرد و فرمود: حال که اورا فاطمه نامیدی به او ناسزا نگو؛ او را (کتک) نزن و نفرینش نکن (چرا که) این نامدر نزد خداوند با عظمت محترم است؛ و آن نامی است که خداوند از اسم خود برای حبیبه خود صدیقه گرفته است. (آن گاه سکونی می‏گوید:) همیشه امام صادق علیه‏السلام اینگونه بود که وقتی نام فاطمه علیهاالسلام را می‏شنید به یاد جده‏اش (فاطمه) ومصیبت‌های او می‏افتاد و همیشه تذکر می‏داد و می‏گفت: سبب وفات (و شهادت) فاطمه علیهاالسلام ضربتی بود که قنفذ، غلام فلانی (یعنی عمر) بر او وارد ساخت.
توجه دارید که سکونی با همه وثاقتی که دارد، اینجا تعصب سنی‏گری خویش را نشانداده و ذیل کلام امام صادق علیه‏السلام را حذف و تحریف نموده است. با این حال، مطلبروشن است که سبب شهادت فاطمه زهرا علیهاالسلام همان ضرباتی بود که به دست قنفذ وعمر بر آن حضرت وارد شد.
چنان که ابابصیر از امام صادق علیه‏السلام متن کامل کلام حضرت را به این صورتنقل نموده است:« وَ کانَ سَبَبُ وَفاتِها اَن قُنْفُذَ مَوْلی عُمَرَ لَکَزَها بِنَعْلِ السیْفِ بِاَمْرِهِ فَاَسْقَطَتْ مُحْسِنا وَ مَرِضَتْ مَرَضا شَدیدا وَلَمْتَدَعْ اَحَدا مِمنْ آذاها یَدْخُلُ عَلَیْها، سبب فوت فاطمهعلیهاالسلام ضرباتی بود که قنفذ، غلام عمر با غلاف شمشیر بر آن حضرت به فرمان عمرزد؛ پس (فرزندش) محسن را از دست داد و به شدتبیمار شد و هیچ یک از آزار دهندگانخویش را راه نداد (که به دیدن او بیایند)[۱۲]
ب. منابع شیعه:
نظر دانشمندان شیعه و روایات نقل شده از سوی آنان چنین است:
هنگامی که خواستند علی علیه‏السلام را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمه علیهاالسلام روبرو شدند و فاطمه علیهاالسلام برای جلوگیری از بردن همسر گرامی صدمه‏های روحی و جسمی فراوانی دید که بیان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است؛فقط به گوشه‏ای از آن در یک نقل تاریخی اشاره می‏کنیم؛ وگرنه در این موضوع، نقل‌هایتاریخی فراوان است.
خلاصه ماجرا همان است که در نامه خود عمر به معاویه آمده است. در بخشی از آنچنین می‏نویسد:
«... وقتی درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولی فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازیانه آن چنان بر بازوی اوزدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوی او ماند؛ آن گاه صدای ناله او بلند شد؛ چنان که نزدیک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولی به یاد کشته‏های بدر واُحد که به دست علی کشته شده بودند... افتادم، آتش غضبم افروخته‏تر شد و چنان لگدی بر درب زدم که از صدمه آن جنین او (به نام محسن) سقط شد." فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَهُ صَرْخهً... فَقالَتْ یا اَبَتاهُ یا رَسُولَ الله‏ِ هکَذا کانَ یُفْعَلَبِحَبیبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ... ؛ در این هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فریاد زد: ای پدر بزرگوار! ای رسول خدا! این چنین با عزیز دلت و دخترت رفتار کردند." سپس فریاد کشید: فضه به فریادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به دیوار تکیه داد و من اورا به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال می‏خواست مانع (بردن علی) شود، من از روی روسری چنان سیلی به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمین افتاد...»[۱۳]
آن چه بیان شد و قلم با صد شرمساری آن را بر صفحه کاغذ آورد،تنها گوشه‏هایی از ستم‌هایی است که بر آن بانوی دو جهان رفته است.[


 

حك شده بدست مجنون الحیدر در یکشنبه 13 فروردین1391 ساعت 16:54 موضوع علت شهادت حضرت زهرا(س) | لينک ثابت